افکار درون: چرا موفق نیستم؟

افکار درون

‏«چرا من موفق نیستم؟» این جمله‌ای است که برخی از ما ممکن است گاهی به خود ‏بگوییم. در این مقاله قصد داریم به بررسی دلایل عدم دستیابی به موفقیت و داشتن احساس ‏شکست در انجام دادن کار‌ها بپردازیم.

همه ما گاهی حس می‌کنیم که گویی نمی‌توانیم در انجام هیچ ‏کاری خوب باشیم. این مسئله دلایلی دارد، مانند اینکه به شما گفته شود در هیچ کاری خوب ‏نیستید و آن را باور کنید یا به طور مداوم خودتان را با افراد موفق مقایسه کنید.

با این حال، نباید در ‏این باور محدود‌کننده گرفتار شوید. یکی از اولین قدم‌ها برای غلبه بر این طرز فکر منفی، تصدیق ‏افکار و احساسات خودتان است. وقتی از آنچه باعث عدم موفقیت‌تان می‌شود آگاه شوید، شروع به ‏ایجاد تغییرات مثبت در طرز فکر‌تان خواهید کرد.‏

حس عدم موفقیت

احساس عدم موفقیت ممکن است در مراحل مختلف زندگی همه ما را آزار دهد و این احساس ‏منحصر به فرد یا گروه خاصی از افراد نیست. این احساس می‌تواند هر کاری که در صورت فقدان این ‏احساس می‌توانستیم آن را انجام دهیم را با شکست مواجه سازد.

اما مسئله این است که شما در این مورد تنها نیستید. بسیاری از مردم با این مسئله به صورت ‏روزانه دست و پنجه نرم می‌کنند. همه ما تا حدودی می‌دانیم که احساس عدم موفقیت چگونه حسی ‏است.

مقاله مرتبط: چگونه “ترس از عدم موفقیت” را کنار بزنیم؟ 

وقتی خودتان را در انجام کاری با افراد موفق‌تر مقایسه می‌کنید ممکن است، احساس شکست ‏کنید یا اینکه ممکن است اعتماد به نفس‌تان به خاطر اشتباهی که مرتکب شده‌اید به شدت پایین ‏آید.

گاهی اوقات احساس تلخ‌تر وقتی است که برای انجام کاری خیلی سخت تلاش می‌کنید اما به نظر ‏نمی‌رسد که بتوانید در آن موفق شوید. در این صورت ممکن است احساس بدی نسبت به خود و ‏توانایی‌هایتان در وجود خودتان حس کنید و دائما این فکر در ذهن شما بچرخد که شاید مشکلی ‏دارید که نمی‌توانید موفق شوید.‏

ممکن است از خودتان بپرسید که مشکل‌تان چیست؟

  • چرا دیگران موفق می‌شوند اما شما نمی‌شوید ‏درحالیکه با تمام وجودتان برای موفقیت در آن کار تلاش می‌کنید؟
  • چرا هیچ وقت نمی‌توانید برخی ‏کار‌ها را به درستی به پایان برسانید؟
  • اگر این شرایط هرگز تغییر نکند چه اتفاقی ممکن است برای شما ‏رخ دهد؟

اگر این سوالات گاهی در ذهن شما هم شکل می‌گیرند پس با ما در ادامه این مقاله همراه باشید تا به ‏بررسی دلایل این مسئله بپردازیم و راهکار‌هایی برای غلبه بر آن ارائه دهیم. حقیقت این است که ‏همه ما نقاط قوت و ضعف منحصر به فرد خود‌مان را داریم، اما بیشتر تمایل داریم بر نقاط منفی ‏تمرکز کنیم.

دلایل عدم احساس موفقیت

اگر شما هم به جای تمرکز بر نقاط قوت بر نقاط ضعف‌تان تمرکز می‌کنید، بنابراین باید به این فکر ‏برسید که چگونه می‌توانید این طرز فکر‌تان را تغییر دهید تا بتوانید احساس موفقیت کنید؟ گام اول ‏تغییر این طرز فکر در جهتی مثبت بررسی و کشف دلایل احساس عدم موفقیت است که در ادامه ‏به آنها می‌پردازیم.

دلایل زیادی وجود دارد که چرا به اندازۀ کافی احساس موفق‌‌بودن نمی‌کنید. این مسئله ممکن است ‏به این دلیل باشد که تحصیلات یا تجربه کافی ندارید یا فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید پیدا ‏نکرده‌اید یا صرفا در موقعیتی قرار نگرفته‌اید که بتوانید پتانسیل کامل خودتان را شکوفا کنید.


به هر حال دلایل این احساس هر چه که باشند، بررسی و رفع آنها اولین قدمی است که باید برای ‏شروع تمرکز بر بهبود احساسی، جسمی و ذهنی خود‌تان بردارید. در اینجا چند دلیل احتمالی را مطرح ‏می‌کنیم که ممکن است دلایل عدم احساس موفق‌بودن در ذهن شما نیز باشند:‏

  • عدم احساس حمایت از طرف اطرافیان

ممکن است احساس کنید که اطرافیانتان در مواقع لزوم حامی شما نیستند و اگر در انجام کاری بیش ‏از حد خودتان را وابسته به حمایت اطرافیان‌تان بدانید در صورت عدم دریافت حمایت از طرف آنها ‏حس شکست به شما دست خواهد داد.

فقدان حمایت در این حالت ممکن است باعث شود که احساس کنید به اندازۀ کافی در انجام کاری ‏موفق نیستید. این حس عدم دریافت حمایت همچنین ممکن است واقعی نباشد و از آسیب‌هایی ‏مانند سوء استفاده، بی‌توجهی یا مورد انتقاد قرار گرفتن از سوی خانواده یا دیگر افراد خارج از ‏خانواده که دوستان نزدیک یا همکلاسی‌ها، همکاران و غیره هستند، ایجاد شود.

به هر حال، حتی بدون تجربه مسئله‌ای آسیب‌زا، انتقاد دائمی از خود ممکن است به مرور باعث ‏ایجاد اثری منفی در طرز فکر و حس عدم موفقیت در کار زندگی شود.‏

  • حساسیت بیش از حد

انتقاد برای رشد و تغییر ضروری است، اما به شرطی که سازنده و بجا باشد. مشکل اینجاست که ‏انتقاد بیش از حد و نابجا می‌تواند مضر باشد و احساس ارزشمندی شما برای خودتان را از بین ببرد. ‏وقتی به وجود افکار منفی در مورد خود‌تان عادت کنید، پی‌بردن به وجود و غلبه بر آنها برای شما ‏دشوار‌تر خواهد شد.

انتقاد بیش از حد و نابجا اغلب به این دلیل رخ می‌دهد که ما خودمان را خیلی سخت قضاوت می-‏کنیم یا ویژگی‌های مثبتی که ما را منحصر به فرد و موفق نشان می‌دهند را نادیده می‌گیریم. وقتی به ‏طریقی منفی از خود‌تان انتقاد می‌کنید یا می‌اندیشید که به طور ذاتی قادر به انجام کاری نیستید، در ‏این صورت تشخیص اینکه چه اتفاقی در ذهن‌تان در حال رخ دادن است برای شما سخت خواهد ‏شد.

همچنین ممکن است فردی بسیار حساس باشید، بدین معنی که می‌توانید در تشخیص موقعیت-‏های عاطفی و اجتماعی استثنایی باشید و همچنین می‌توانید احساسات دیگران را به راحتی درک کنید ‏یا اینکه ممکن است کنار آمدن با احساسات سخت برای شما دشوار باشد، به خصوص زمانی که ‏این احساسات منفی هستند و به خاطر حساس بود‌نتان بیش از حد بر آنها تمرکز می‌کنید.

بنابراین اگر چنین فرد حساسی هستید برای شما بسیار مهم است که این ویژگی‌ها را در درون خود‌تان ‏مخصوصا زمانی که در اطراف دیگران هستید بشناسید تا این احساسات موجب احساسی منفی در ‏شما نشوند و راه سوء استفاده را نیز بر کسانی که قصد این کار را دارند، ببندید.

  • در نظر گرفتن دیگران به عنوان دشمن

شاید گاهی احساس کنید دنیا بر علیه شماست و گاهی اینطور برای‌تان به نظر برسد که حتی یک نفر ‏در کنار شما نیست. شاید به نظر‌تان برسد که تمام افکار و صحبت‌های دیگران در مورد شما منفی ‏هستند یا اینکه اصلا اهمیتی برای‌تان قائل نمی‌شوند.

این نوع منفی‌گرایی ممکن است پس از مدتی منجر به شکل‌گیری سوء تفاهماتی نسبت به دیگران در ‏ذهن شما شود و اگر برای مدتی طولانی وضع به همین منوال پیش برود، ایجاد تغییر مثبت در افکار ‏برای شما سخت‌تر خواهد شد که به نوبه خود منجر به ایجاد حس عدم موفقیت در ذهن‌تان می-‏شود.‏

logo

  • داشتن انتظار بیش از حد از خود

ممکن است انتظار بیش از حدی از خودتان در انجام امور داشته باشید و کارهای بیش از حد توان-‏تان را انجام دهید تا ارزش‌تان را به دیگران ثابت کنید و در این صورت اگر نتوانید این انتظار را ‏برآورده سازید که غالبا اینگونه است، احساس شکست خواهید کرد.

ممکن است این احساس دائمی ‏را داشته باشید که باید به دنبال ایده‌آلی دست ‌نیافتنی در انجام امور باشید و در این صورت ‏انتظاری بیش از حد توان‌تان از خودتان داشته باشید. این طرز فکر می‌تواند بسیار محدود‌کننده ‏باشد و در این صورت هر چه بیشتر سعی کنید خود را به دیگران ثابت کنید، بیشتر احساس خواهید ‏کرد که به اندازۀ کافی خوب نیستید.

همه اینها مانع لذت بردن از زندگی می‌شوند؛ اگر قضاوت دیگران ‏در مورد موفقیت یا عدم موفقیت در امور و مراحل زندگی بیش از حد برای شما مهم باشد در این ‏صورت هیچگاه احساس موفقیت را تجربه نخواهید کرد.‏

  • تلاش بیش از حد توان برای موفقیت

وقتی احساس کنید به اندازه کافی در انجام کاری موفق و خوب نیستید، ممکن است بیشتر از آنچه ‏که باید به خودتان فشار بیاورید. شاید فکر کنید حتما مشکلی دارید که به اهداف‌تان به طور کامل ‏دست پیدا نمی‌کنید اما باید توجه داشته باشید که همۀ اهداف منطقی نیستند.‏

اگر بدون در نظر گرفتن امکانات و توانایی‌هایتان اهدافی بلند‌پروازانه داشته باشید در این صورت ‏ممکن است با مقایسه سطح موفقیت خودتان با افراد موفقی که شرایط و امکانات متفاوتی دارند از ‏خودتان احساس نا‌امیدی کنید. گاهی ما برای دستیابی به موفقیت فشار زیادید به خودمان وارد می‌کنیم.

در دبیرستان، فشار زیادی به خودمان وارد می‌کنیم تا محبوب، برنده و باهوش باشیم. در ‏دانشگاه، به خودمان فشار می‌آوریم که در چشم دیگران یا از نظر خودمان موفق به نظر برسیم. این ‏مسئله ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد؛ فشار برای خوب و شیک بودن، باهوش بودن، محبوب و جذاب بودن از سوی دیگران یکی از این دلایل است. وقتی ما به دنبال کسب ‏اعتبار باشیم، در این صورت فشار زیادی برای موفق‌شدن به خودمان وارد کنیم. ‏

ما زمان و انرژی زیادی را صرف تلاش برای خوب ‌بودن می‌کنیم و کسب تأیید دیگران می‌کنیم و در ‏این صورت زمانی که زندگی مطابق میل خودمان یا انتظار دیگران پیش نرود یا احساس کنیم کاری ‏خوب انجام نمی‌شود، این موضوع ممکن باعث ایجاد حس منفی عدم موفقیت در ذهن ما شود.‏

ندای درون

برخی از روش ‌های غلبه بر حس عدم موفقیت

در ادامه به توضیح روش‌‌های غلبه بر حس عدم موفقیت می‌پردازیم:‏

  • تعیین علائق و اهداف در زندگی

اهداف‌تان در زندگی شامل چه مواردی می‌شوند؟ هدف شما در زندگی تعیین‌کننده بسیاری از کارهایی ‏است که در زندگی خود‌تان انجام می‌دهید. برای رسیدن به این اهداف هر روز صبح از خواب بیدار ‏می‌شوید و آنها هستند که حتی در شرایط سخت و چالشی به شما انگیزه می‌دهند تا به زندگی ادامه ‏دهید.

بنابراین اینکه چرا علائق و اهداف در زندگی مهم هستند، روشن است. اشتیاق و هدف‌تان برای ‏داشتن یک زندگی معنادار مهم بوده و این موضوع حتی می‌تواند بر سلامت و شادی شما نیز تأثیر ‏بگذارد. اما به یاد داشته باشید که در هر مرحله از زندگی اهداف‌تان را منطقی و با در نظر گرفتن ‏شرایط تعیین کنید و گام به گام پیش بروید تا دچار سرخوردگی نشوید.

تحقیقات نشان داده‌اند که داشتن هدف در زندگی از نظر بیولوژیکی به تفکر ما مرتبط است و برای ‏سلامت‌ ذهنی و جسمی ما ضروری است. برای یافتن و تعیین علائق و اهداف‌تان در زندگی باید ‏سوالاتی از این قبیل را از خودتان بپرسید و به آنها پاسخ‌هایی درست بدهید:

  1. ارزش‌ها و باور‌های من شامل چه مواردی می‌شوند؟
  2. چه چیز‌هایی را دوست دارم؟
  3. چرا به زندگی ادامه ‏می‌دهم؟
  4. شغل رویایی من چیست؟
  5. چه شخصیتی را تحسین می‌کنم؟
  6. اگر زمان و پول مهم نبود، چه ‏کاری انجام می‌دادم؟
  7. چه تعریفی از موفقیت دارم؟

logo

  • عدم مقایسه خود با دیگران

مقایسه نادرست و بیجا دزد شادی است و شبکه‌های اجتماعی به یکی از بزرگ‌ترین همدستان این ‏دزد تبدیل شده‌اند. این همان احساسی است که وقتی صفحات رسانه‌های اجتماعی خود را مرور ‏کنید، نکات برجسته زندگی دیگران را ‌بینید و خودتان را به خاطر ناتوانی در زندگی به سبک آن‌ها یا ‏داشتن تجربه‌ای مشابه قضاوت ‌کنید، تجربه خواهید کرد.

رهایی از این مشکل ممکن است به دلیل ترس از دست دادن سخت باشد. کاری که می‌توانید برای ‏غلبه بر این مشکل تجربه کنید لذت از دست دادن است. لازم نیست دائماً فعالیت‌های روزانۀ ‏خانواده و دوستان خود‌تان را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کنید.

در اینجا انجام سم‌زدایی دیجیتال توصیه می‌شود که بدین معنا است که باید برای مدت معینی از ‏تمام دستگاه‌های دیجیتال خود دوری کنید. لازم نیست این دوره خیلی طولانی باشد بلکه می‌تواند ‏فقط یک روز طول بکشد تا بتوانید دوباره حواس خود را بر زندگی خودتان متمرکز و دوباره با خودتان ‏ارتباط برقرار کنید. با برقراری ارتباط مجدد با خودتان می‌توانید دریابید که زندگی افراد را فقط باید ‏خودشان مقایسه کرد.‏

  • کنار گذاشتن باور‌های محدود‌ کننده

اگر می‌خواهید بدانید در چه چیزی مهارت دارید تا با موفقیت در دستیابی به اهداف‌تان حس خوبی ‏پیدا کنید باید باورهای محدود‌کننده خود‌تان را کنار بگذارید. باورهای محدود‌کننده شما افکاری ‏منفی هستند که سبب شکست‌تان در دستیابی به اهداف خواهند شد. آنها مانع شکوفایی کامل ‏پتانسیل‌های شما خواهد شد، زیرا با وجود چنین افکاری از آنچه ممکن است در این مسیر رخ دهد ‏خواهید ترسید. اگر می‌خواهید باورهای محدودکننده خود‌تان را رها کنید، ابتدا باید آنها را شناسایی ‏کنید. پس از شناسایی آنها می‌توانید باورهای جدید و مثبتی را برای جایگزینی باورهای محدود‌کننده ‏قدیمی در ذهنتان ایجاد نمایید.‏

  • اهمیت مهربان بودن با خود

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌تواند شما را از پیشرفت در زندگی باز دارد این است که مدام فکر کنید: ‏‏«من در هیچ کاری خوب نیستم.» اینجاست که تمرین مهربان بودن با خود می‌تواند مفید باشد. ‏شفقت به خود به شما این امکان را می‌دهد که خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید.

یک راه ساده ‏برای انجام این کار این است که عمل مهربانانه‌ای برای خود‌تان انجام دهید. برای مثال به خودتان ‏تلقین کنید که چقدر خوب هستید. اگر خود شما نتوانید در خودتان ایجاد انگیزه کنید، در این ‏صورت چه کسی بهتر از شما می‌تواند این کار را انجام دهد.

  • اهمیت خارج شدن از منطقۀ امن

اگر از وضعیتی که دارید راضی هستید و قصد کسب موفقیت بیشتری در زندگی ندارید لازم نیست کار ‏دیگری به جز کارهایی که معمولا انجام می‌دهید بکنید؛ اما اگر خواهان کسب موفقیت بیشتر در ‏زندگی هستید باید از منطقه امن خودتان در مسیری درست خارج شوید.‏

البته واضح است که تغییر با چالش و درد همراه است اما همانطور که برای ساختن بدنی زیبا و قوی ‏باید به تدریج و با روشی درست وزنه‌های سنگین‌تری را بلند کنید برای زندگی بهتر هم ناگزیر خواهید ‏بود که با چالش‌هایی جدیدی مواجه شده و با روش درستی بر آن‌ها غلبه کنید.

مقالات مرتبط

  1. منظور از منطقه امن چیست؟
  2. بازی درونی چیست؟
  3. موفقیت در بیرون از حاشیه امن منتظر شماست! ‏

این به معنای خارج ‏شدن از محیط امن و بدون چالشی است که شما را در وضعیتی ثابت نگه می‌دارد. بنابراین اگر می‌خواهید میو‌ه‌های دور از دسترس را به چنگ بیاورید باید با چالش بالا رفتن از درخت مواجه شوید، ‏زیرا کسب هیچ موفقیتی بدون چالش نیست.‏

  • تمرکز بر نقاط قوت و غلبه بر نقاط ضعف

فهرستی از نقاط قوت خود‌تان تهیه کنید. به احتمال زیاد، چیزی وجود دارد که شما در حال حاضر در ‏آن مهارت دارید، بنابراین تهیه فهرستی از نقاط قوت به شما کمک می‌کند تا با شناخت‌شان از آنها در ‏دستیابی به اهدافتان استفاده کنید. همچنین باید نقاط ضعف خود‌تان را کشف کنید، زیرا اولین گام ‏برطرف کردن آن‌ها شناخت‌شان است.

پس از شناخت نقاط ضعفت‌تان آن‌ها را انکار نکنید. ‏بپذیرید که این ضعف‌ها را دارید، زیرا مانند یک بیمار اگر وجود بیماری را به خاطر ترس از آن انکار ‏کنید در این صورت هیچکس نمی‌تواند در رفع آنها به شما کمک کند. پس از پذیرش این نقاط ‏ضعف تلاش کنید در جهت معکوس آنها عمل کنید تا به نقطۀ تعادل برسید و سپس با تلاش بیشتر ‏آنها را با نقاط قوت جایگزین نمایید.‏

ذهنی بودن احساس موفقیت

مسلما شما پتانسیل زیادی در انجام هر کاری که فکر می‌کنید انجام آن برای دستیابی به موفقیت ‏لازم است دارید. گفتن این جمله به خودتان یا دیگران که «به این فکر نکن که در هیچ کاری خوب ‏نیستی،» آسان خواهد بود، اما باور به آن نیاز به تمرین تمرکز بر نقاط قوت و بالا بردن اعتماد به ‏نفس دارد.‏

دلیل اینکه پذیرش این حقیقت برای برخی از ما سخت است این است که افکار منفی و عدم اعتماد ‏به نفس به طرق مختلف در ما ریشه دوانده‌اند. عواملی مانند نحوۀ بزرگ شدن ما، پیشینه ‏اجتماعی- اقتصادی، نژاد، جنسیت و غیره ممکن است در ایجاد و استمرار این افکار منفی نقش ‏داشته باشند.

موفقیت مجموع تلاش‌های کوچکی است که هر روز به‌طور مداوم تکرار می‌شوند.

Robert-Collier

رابرت کالیر، نویسنده فرمانروای وجود

برای غلبه بر باورهای محدود‌کننده‌ای که ما را از انجام درست هر کاری باز می‌دارند ‏زمان و تلاش لازم است، اما تمرین‌های ساده‌ای وجود دارند که می‌توانید برای غلبه بر این باور‌ها و ‏جایگزین‌ کردن آنها با باور‌های مثبت در جهت افزایش اعتماد به نفس و رضایت از خود و زندگی هر ‏روز آنها را انجام دهید.

برخی از تمرین‌ها شامل تمرین شفقت به خود، تلقین احساس ارزشمند‌بودن، تهیه فهرستی از آنچه ‏هم اکنون در آنها مهارت دارید، اشتیاق به کشف و تعیین اهداف در زندگی و غیره هستند.‏

به یاد داشته باشید اولین گام در کسب موفقیت این است که شناخت درستی از نقاط قوت و ‏ضعف، اهداف و ارزش‌های خودتان و هر چیزی که به شما مربوط می‌شود داشته باشید. باید بدون ‏ترس با خود حقیقی‌تان روبرو شوید. اولین و مهمترین شخصی که می‌تواند به شما کمک کند خود شما ‏هستید!‏

به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *