۱۱ تکنیک برای داشتن یک زندگی خوب

داشتن یک زندگی خوب

روزمرگی و همیشه مشغول بودن، شادی و زندگی آسوده ما را ربوده‌اند. انسان مدرن یا همیشه مشغولِ انجام یک کار خسته کننده است یا در فکر انجام همان کار خسته‌کننده به سر می‌برد! جالب اینکه در این اوضاع شلم شوربا که دو جین شتر با بار و ساربانشان در بازار ذهنمان گم می‌شوند باید به دنبال شادی، آرامش و خیال راحت هم بگردیم که معلوم نیست از دست ما در کدام سوراخ پنهان شده‌اند!

 در این گفتار به سراغ تکنیک‌هایی ساده اما راهگشا می‌رویم که می‌توانند میانه ما با آرامش و شادی زندگی‌مان را دوباره پر از صلح و صفا کنند. اگر احساس می‌کنید که دیگر هیچ وقتی برای خودتان ندارید یا زیر بار فشارهای روحی در حال خم شدن هستید تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید. شاید در میان این تکنیک‌ها چند مورد را بیابید که به کارتان می‌آیند.

فقط یادتان باشد، خواندن این موارد به تنهایی گرهی از شما نمی‌گشاید. باید آستین‌هایتان را بالا بزنید و آنچه می‌خوانید را در عمل به کار بگیرید.

زندگی هدیه‌ای است که گاهی فراموشش می‌کنید.

Dr-Seuss

دکتر سوس – داستان‌نویس کودکان

۱. ذهنتان را خانه تکانی کنید

تقریبا بیشتر مردم در زندگی‌شان وقت اضافه که ندارند هیچ، ۲۴ ساعت هم برای پاسخگویی به مشغله‌هایشان کم است. اگر خداوند عالم، خواب را به شب سنجاق نمی‌زد هیچ بعید نبود که ما شب‌ها هم درست به اندازه روزها سر خودمان را با مشغله‌های واقعی یا سرابی گرم کنیم! در هر صورت باید یاد بگیریم که به عنوان یک انسان، چند صباحی هم که شده – مثلا ۱۰ دقیقه! – برای خودمان وقت بگذاریم و ذهن بینوایمان را از این همه بلوا خالی کنیم!

برای خالی کردن ذهنتان به ۱۰ دقیقه زمان و یک اتاق خالی که زیر دست و پای ملت نباشید احتیاج دارید. حالا کافی است چشمانتان را ببندید و نبردی صلح‌آمیز را با فکرهای جاری در ذهنتان به راه بیندازید.

سعی کنید تک‌تک آنها را از ذهنتان بیرون کنید. درست مثل آنکه یک اتاق را از وسیله خالی می‌کنید، افکارتان را هم از ذهنتان بیرون بیندازید. به هیچ برسید. به هیچ بیندیشید و فضا را برای نفوذ خود واقعی‌تان باز کنید. خود واقعی‌تان همان نزدیکی‌ها منتظر دعوت شما ایستاده است.

البته گوشی دستتان باشد که در همین گیرودار، افکار خاک خورده هم جانی دوباره می‌گیرند و به ذهنتان هجوم می‌آورند. نترسید. آنها قدرتی ندارند. با آن افکار هم مثل مشغله‌های امروزی‌تان برخورد کرده و آنها را به سمت درب خروج از ذهنتان هدایت کنید. هر بار ۱۰ دقیقه و هر تلاش یک قدم، شما را به سمت تسلط بر سرزمین ذهنتان نزدیک‌تر می‌کند. پس فرمانده‌ای سلحشور باشید و به این راحتی‌ها میدان ذهنتان را به افکارتان نبازید!

۲. برای خودتان وقت باز کنید

«وقت ندارم!» لقلقه زبان بسیاری از ما است و گویی به تکه کلاممان هم تبدیل شده است. هر جنبنده‌ای که از کنارمان می‌گذرد و می‌خواهد چیزی را با ما در میان بگذارد با این برچسب به سوی دیگری روانه می‌شود! اما خودتان در شمار آن افراد قرار نمی‌گیرید و اگر می‌خواهید زندگی آسوده را تجربه کنید، عمری طولانی داشته باشید و نعمت سلامتی را حفظ کنید باید قبل از آغاز هیاهوی روزانه برای خودتان وقت بسازید. برای این کار فقط کافی است هر روز ۱۵ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.

این ۱۵ دقیقه، زمان شما است. به کارتان، خانواده‌تان، دغدغه‌هایتان و نگرانی‌هایتان تعلق ندارد. شما می‌توانید باقی زمان‌های روزتان را به طور کامل در اختیار آنها قرار دهید اما باید این ۱۵ دقیقه را از چنگ روزمرگی نجات دهید.

در این ۱۵ دقیقه، چند حرکت کششی بی سر و صدا انجام دهید چون قرار نیست تمام اهل محل به ویژه خانواده‌تان را از خواب بیدار کنید! تنفس شکمی انجام دهید و بدون فکر کردن به دغدغه‌های امروز فقط چند دقیقه در لحظه حال زندگی کنید. پنجره را باز کرده و به آسمان نگاه کنید. ببینید، بدون دغدغه‌ها و مشغله‌های ما، دنیا هنوز هم به گردش خودش ادامه می‌دهد.

پس از این زمان کوتاه، به سراغ کارهای روزانه‌تان بروید. خبر خوب اینکه، ذهنتان این حال و هوای خوب را در خودش ثبت می‌کند. پس امروز با انرژی و توانی چند برابر به استقبال چالش‌ها خواهید رفت.

مقالات مرتبط

۳. لنگری برای نظمتان پیدا کنید

یکی از نسخه‌هایی که می‌توانیم برای داشتن زندگی آسوده بپیچیم و از قضا همیشه هم به اندازه قد و قواره خودش جواب آدم را می‌دهد، پیدا کردن یک سنگ نشانه برای گره زدن طناب نظم در زندگی است. به زبان ساده، چیز کوچکی را پیدا کنید و نظم را در آن به اجرا در بیاورید. این کار ساده می‌تواند مثلا:

  • جفت کردن کفش‌ها و دمپایی‌هایتان
  • مرتب کردن رختخوابتان
  • مرتب نگه داشتن میز کارتان
  • مرتب نگه داشتن بازار شام کمد لباس‌هایتان

یا هر چیز خیلی کوچکی که وقت زیادی از شما نگیرد اما موردی باشد که دقیقا به خود شما و کاری که می‌کنید مربوط باشد! شاید با خودتان بگویید: «ای بابا جفت کردن کفش چه ربطی به زندگی آسوده دارد؟» در پاسخ باید بگوییم که کفش‌های نامرتب، رختخواب نامرتب، کمد لباس درهم و برهم و میز کاری که شتر با بارش در آن به ابدیت می‌پیوندد، نشانه‌هایی از بی‌نظمی و پریشانی در ذهنتان هستند.

شما ناخواسته به این وضعیت عادت کرده‌اید و گاهی اصلا به آن توجه هم نمی‌کنید اما همیشه با نتایج پر از استرس و پریشانی‌هایی که از ناکجاآباد بر سرتان هوار می‌شوند دست به یقه هستید!

شما با جفت کردن کفش‌هایتان طعم کوچک نظم داشتن را دوباره به ذهنتان می‌چشانید. به همین دلیل، ترس ذهنتان از این کار غریب می‌ریزد و ناخودآگاه هر جا که لازم باشد، آن را اجرا می‌کند؛ حتی گاهی بدون آنکه خودتان هم متوجه شوید! وقتی نظم در زندگیتان جای خودش را پیدا کند، زندگی آسوده هم پشت‌بندش می‌آید!

نظم، پُلی بین اهداف و دستاوردها است.

jim-rohn

جیم ران

۴. بار ذهنتان را خالی کنید

همان‌طور که کامیون‌ها نمی‌توانند بدون خالی کردن بار قبلی‌شان چیز جدیدی را بار بزنند، ذهن و زندگی شما هم نمی‌تواند بدون خالی کردن بارهای فکری و فیزیکی که روی آن سنگینی می‌کند قدم تازه‌ای بردارد. برای خالی کردن این بارهای پیدا و پنهان چند پیشنهاد برایتان داریم:

  • قبل از خرید هر چیز جدید، سری به کمد، قفسه، فایل‌های کامپیوترتان و حتی انباریتان بزنید و خودتان را از شر چیزهای خاک خورده‌ای که آنها را به بهانه یک روز مبادا در آینده‌ای کذایی نگه داشته‌اید خلاص کنید. وقتی این انبار تکانی را انجام می‌دهید، جای خالی برای دیدن نیازهایتان و خوش‌آمد گویی به فصل تازه‌ای از زندگی آسوده خود باز می‌کنید.
  • برای خالی کردن قلبتان، گریه بهترین دوا است. اگر از اینکه کسی گریه شما را ببیند خجالت می‌کشید در خلوت خود یک دل سیر گریه کرده و بارانداز قلبتان را خالی کنید! بعد از این کار احساس سبکی خواهید کرد. حتی شاید ایده‌های تازه‌ای به ذهنتان برسد و درب جدیدی به زندگی‌تان گشوده گردد. همان‌طور که باران، هوای آلوده را پاکیزه می‌کند، گریه نیز پرده‌های غبار را از پیش چشمتان برمی‌دارد و به ذهنتان اجازه می‌دهد تا از پنجره جدیدی به ماجرا نگاه کند.

۵. به دنیای هنر پناه ببرید

هنر، یکی از راه‌های برقراری ارتباط با خود درونمان است؛ یعنی همان شخصی که بیشتر مواقع به دلیل پر مشغله بودن وقتی برایش نداریم. «نقاشی» و «خوشنویسی» دو هنر شگفت‌انگیز هستند که می‌توانند به طور مستقیم، ذهن پر از آشوب و استرس شما را به ساحل امن آرامش ببرند و طعم زندگی آسوده را به شما بچشانند.

یادتان باشد که لازم نیست برای نقاشی یا خطاطی کردن به استاد «کمال الملک» یا «میر عماد» تبدیل شوید. چون هدف شما آرام کردن ذهنتان است. همین قدر که خطی متفاوت بکشید و روحتان را به آرامش دعوت کنید کفایت می‌کند.

هر چند اگر در یکی دو کلاس آنلاین خوشنویسی یا نقاشی هم شرکت کنید بد نیست. چون در این صورت از خوشنویسی و نقاشی کردن لذت بیشتری خواهید برد و حتی شاید در این میان متوجه شوید که در این زمینه استعداد هم دارید!

۶. غذاخوردن را با مسابقه دو یا صحنه دادگاه اشتباه نگیرید

معمولا انسان مدرن اهمیت چندانی به وعده‌های غذایی‌ خود نمی‌دهد. البته منظورمان این نیست که گرسنگی می‌کشیم یا اهمیتی به دل‌ضعفه خود نمی‌دهیم. منظور این است که ما به طور ناخواسته یا ناخودآگاه، غذا خوردن را صحنه‌ای خالی از هم‌نشینی بشقاب، قاشق، چنگال و غذای درون ظرف‌ها می‌بینیم.

بعد با خودمان فکر می‌کنیم که این صحنه خالی باید با چیزی پر شود و گرنه غذا از گلویمان پایین نمی‌رود! به همین دلیل غذا خوردن را با تماشای تلویزیون یا صحبت در مورد مشکلات ترکیب می‌کنیم. البته این دومی بیشتر اتفاق می‌افتد. چون به خیال خودمان در زمان هم صرفه‌جویی می‌کنیم!

این در حالی است که هنر اصلی ما در زمان غذا خوردن فقط باید توجه به غذا باشد! اصلاح کردن همین یک کار می‌تواند تاثیر زیادی در تجربه یک زندگی آسوده بگذارد. باید به غذایی که می‌خوریم به چشم داروی روح و جسممان نگاه کنیم. دولُپی قورت دادن، نجویدن، توجه نکردن به طعم و مواردی از این دست، نشانه‌هایی از بی‌توجهی به غذا خوردن است.

تمام وعده‌های غذایی‌تان را مرتب میل کنید و به یاد داشته باشید که صرف غذا خوردن هم نوعی درمان روحی، مراقبه یا عبادت است. آن را جدی بگیرید.

برای رسیدن به این درجه از بیداری، باید به لقمه‌هایی که می‌خورید توجه کنید، به زحمتی که برای تهیه و پخت آن کشیده شده، به دسترنج تلاش کشاورزان و دامداران، به لطف نعمتی که در جهان پراکنده شده و دست‌های پیدا و پنهانی که اکنون این غذا را جلوی شما گذاشته‌اند.

بنابراین، هر وعده را سپاسگزارانه میل کنید. این راز سلامتی جسم، روح و یک زندگی آسوده است.

۷. یک روز در هفته، گیاه‌خواری کنید

درست است که بدن ما به پروتئین‌های گوشت، مرغ و ماهی نیاز دارد؛ اما از طرفی، غذاهای گوشتی می‌توانند تاثیری منفی روی آرامش و خلق‌و‌خوی انسان داشته باشند. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم که حداقل یک روز در هفته گیاهخواری کنید. خیلی زود تاثیر این تغییر کوچک را در زندگی‌تان خواهید دید.

۸. یادآورها را پیش چشمتان بگذارید

هر کدام از ما در زندگی‌مان افرادی را تحسین می‌کنیم و حتی گاهی با موشکافی رفتار و کردارشان به دنبال پیروی از آنها هستیم. برای آنکه در هیاهوی زندگی، مسیرتان را گم نکنید، جمله‌ای از آن بزرگان یا افرادی که برای سبک فکری یا روش زندگی‌شان احترام قائل هستید را جایی در تیررس نگاهتان قرار دهید.

بارها و بارها تکرار خواندن این جمله‌ها به ناخودآگاه شما یادآوری می‌کند که مسیر اصلی کجا است و چگونه باید عمل کرد. این هم قدمی کوچک اما تاثیرگذار برای زندگی آسوده به شمار می‌رود.

۹. به دنبال گوهر سادگی باشید

لطفا حساب ساده‌زیستی را از صرفه‌جویی و زندگی تحت فشار مالی، سوا کنید. منظور از ساده زندگی کردن در این است که چیزهای غیر ضروری را دور و بَرِ خودمان جمع نکنیم و پولمان را فقط برای خرید چیزهایی بدهیم که در عین مفید بودن برای ما هم ارزشمند هستند؛ مثلا به جای آنکه هر روز در لیوان یک بار مصرف کاغذی چای بنوشید، بگردید و یک فنجان نوشیدنی با کیفیت برای خودتان انتخاب کنید.

پولی که صرف خرید آن فنجان با کیفیت می‌کنید با لذتی که از خوردن چای در آن می‌برید و تلاشی که برای نگهداری از آن می‌کنید همان گوهر واقعی در ساده‌زیستی را تشکیل می‌دهد؛ یعنی چیزهای کم اما ارزشمندی که شادی را به قلب و زندگی‌تان هدیه می‌دهند.

اگر سادگی، نیکی و حقیقت نبودند، هیچ عظمتی به وجود نمی‌آمد.

Leo-Tolstoy

لئو تولستوی

۱۰. هر شب، ذهنتان را بازسازی کنید

یک روز شلوغ، خسته کننده، سر و کله زدن با آدم‌هایی جورواجور، حرف‌هایی شنیدیم و پاسخ‌هایی که دادیم، غول‌هایی گردن کلفت بر مسیر یک خواب آرام هستند. بر هم خوردن خواب شبانه به طور مستقیم روی کیفیت زندگی ما در روز بعد تاثیر می‌گذارد و ادامه یافتن این ماجرا زندگی آسوده را از ما دور می‌کند.

بنابراین، قبل از خوابیدن وقتی سرتان را روی بالش گذاشته‌اید به جای اینکه در ذهنتان دادگاهی برای محکوم کردن عملکرد خودتان یا دیگران بر پا کنید، آرام بگیرید و تمام فکرها را از ذهنتان بیرون کنید. به هیچ چیز فکر نکنید. به تمام افکار و پریشانی‌هایتان بگویید که اکنون وقت خواب است و می‌توانند فردا به سراغتان بیایند.

سپس تنفس شکمی را انجام دهید. به این ترتیب که هوا را از طریق بینی وارد ریه‌هایتان کنید و همزمان شکمتان را بالا ببرید. درست مانند اینکه یک بادکنک را باد کرده‌اید. چند ثانیه صبر کنید و سپس در حالی که هوا را به آرامی از ذهنتان بیرون می‌دهید شکمتان را به سمت درون بکشید.

 این کار، باعث ترشح «سروتونین» در مغزتان می‌شود و به دنبال آن احساس آرامش، رضایت و شادی خواهید کرد. به دنبال ترشح این ماده، نوعی گرما در بدنتان پخش می‌شود و قبل از اینکه بفهمید ماجرا از چه قرار است به خواب خواهید رفت. کیفیت این سبک بازسازی ذهن به حدی بالا است که فردا صبح بدنتان با انرژی و نشاطی چندین برابر روزهای قبل از خواب بیدار می‌شود.

۱۱. روحتان را گرم کنید

هر روز با طلوع آفتاب آغاز می‌شود و با غروب آن به پایان می‌رسد. این ماجرا سندی واقعی است که از زندگی شما در یک روز کامل روی زمین خبر می‌دهد. بعد از یک روز پر هیاهو، حتی اگر کارتان بعد از غروب آفتاب هم ادامه پیدا می‌کند، ۵ دقیقه وقت بگذارید و از یک پنجره یا پشت‌بام، غروب آفتاب را تماشا کنید.

هنگام تماشای این ماجرا، به خودتان یادآوری کنید که یک روز دیگر را روی زمین و در قالب این جسم، زندگی کرده‌اید. از خودتان و تلاش‌هایی که کردید، از خداوند به خاطر فرصتی که برای تجربه زندگی در اختیار روحتان گذاشت و از حضور آگاهانه در آن لحظه سپاسگزاری کنید. سعی کنید تمام حواستان را به غروب آفتاب بدهید.

سپس بخش جدیدی از کارتان را آغاز کنید یا برای رفتن به خانه آماده شوید. به شما قول می‌دهیم که پس از تماشای غروب آفتاب، با روحی گرمتر به استقبال ادامه ثانیه‌های روزتان خواهید رفت.

یادتان باشد، زندگی آسوده، گُلی است که باید مراقب آن باشید. تنها در این صورت است که می‌توانید از عطر آن لذت ببرید.

  • نظر شما چیست؟
  • شما چه راهکاری برای آسوده زندگی کردن سراغ دارید؟
به اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *